هوش مالی چیست؟

آیا تا به حال به این فکر کردید که چرا بعضی از افراد خیلی راحت پول در‌ می‌آورند، ولی برخی از افراد به سختی پول در می آورند و هر چه بیشتر تلاش می کنند، کمتر به آن می رسند!؟
فکر می کنید ایراد کار چیست؟

Jamie Mcintyre در کتاب «درس‌هایی که آرزو داشتم در مدرسه یاد می‌گرفتم» نوشته است: ثروتمندان برای رسیدن به ثروت، اقدامات خاصی انجام می‌دهند. این به آن معناست که افرادی که از نظر مالی موفق هستند و افرادی که وضع مالی بدی دارند، دارای ذهنیت‌های متفاوتی نسبت به پول هستند. این تفاوت رازی را برای ما آشکار می‌سازد و آن اینکه موفقیت مالی تا حد زیادی تحت کنترل باور هایی است که افراد درباره‌ پول دارند. در نتیجه اگر بر روی باورهای محدودکننده‌ای که درباره‌ی پول داریم پافشاری کنیم، مطمئناً از پیامدهای آن ضرر خواهیم کرد.

یک شبِ پولدار شدن، آری یا خیر !؟

یکی از دلایل اینکه مردمِ دارای هوشِ مالیِ پایین، خواهان “در آوردن پول بیشتر” هستند، این است که آنها خود پول را می خواهند، اما حاضر به طی کردن روند رسیدن به آن نیستند!

 آنچه که اکثر مردم درک نمی کنند این است که فرآیند پول دار شدن است که آنها را ثروتمند می کند، نه خود پول !!!

گذر زمان، پشتکار و ۱۰ سال تلاش، به تدریج کار شما را به صورت موفقیت یک شبِ نشان می دهد!
بیز استون “بنیانگذار توییتر”

یک مثال ساده :

همانطور که یک مجسمه ساز به صورت ناخودآگاه در لحظه، یک مجسمه زیبا را خلق می کند و این مجسمه نتیجه استفاده از علم و مهارتی است که این فرد در طول زندگی یاد گرفته است.
خلق ثروت هم همینطور است …
افرادی که پول زیادی در می آورند، شاید اکثر اوقات کاملاً متوجه نباشند که دقیقاً چه کارهایی را انجام می دهند که برای آنها پولساز است، اما مطمئناً آنها در طول زندگی اصول و علم ثروتمند شدن را به صورت آگاهانه و یا حتی در ناخودآگاهشان فراگرفته اند. در نتیجه می توان گفت که عادت ها و ذهنیت های این افراد بر اساس این اصول شکل گرفته و ناخودآگاه در تصمیم گیری آنها تاثیرگذار است.

آیا تحصیلات دانشگاهی، عامل موفقیت مالی افراد است !؟

آیا تا به حال دقت کردین که چرا در بین افراد ثروتمند، هم افراد تحصیلکرده وجود دارند و هم افراد ترک تحصیل کرده !!!

پس اگر تحصیلات دانشگاهی عامل موفقیت مالی این افراد نیست،
پس عامل اصلی ثروتمند شدن این افراد چیست؟
جواب این سوال یک چیز است: سواد مالی

پس لازم به توضیح نیست که آموزش سواد مالی و بالا بردن هوش مالی به همان اندازه مهم است که مهارت خواندن و نوشتن اهمیت دارد.

سواد مالی یا هوش مالی چیست ؟

تعاریف مختلفی برای هوش مالی (Financial Intelligence) ارائه شده است که به مهمترین آنها در زیر اشاره می کنیم:

  • هوش مالی یعنی نحوه رفتار شما با پول
  • هوش مالی یعنی به‌دست‌آوردن پول در کمترین زمان ممکن
  • هوش مالی یعنی قدرت حل مسائل مالی
  • هوش مالی یعنی برای مدیریت پول چه کاری را باید انجام داد و چه کاری را نباید انجام داد.
  • هوش مالی از نظر آقای رابرت کیوساکی یعنی مجموعه ای از بررسی ها، تصمیمات و اقداماتی که یک فرد در جهت مدیریت مالی در زندگی خود و کسب و کارش بکار می گیرد.

رابرت کیوساکی کتاب های متعددی در زمینه هوش مالی نوشته که معروف ترین آن کتاب “پدر پولدار، پدر بی پول” است. حتماً در مقاله « آموزه های کتاب “پدر پولدار، پدر بی پول” » توصیه های این کتاب ارزشمند را مطالعه نمایید.

آیا یادگیری سواد مالی فقط برای خانواده های کم درآمد و فقیر خوب است !؟

🔸 بسیاری فکر می کنند اگر پول زیادی داشته باشند مشکلات مالی آنها تمام می شود، ولی اینطور نیست، یادگیری سواد مالی برای خانواده های ثروتمند که از لحاظ مالی در شرایط بسیار مطلوبی به سر می برند نیز ضروری است، چرا که پول بیشتر، مسائل مالی بیشتری را به دنبال دارد و سواد مالی باعث مدیریت بهتر پول و افزایش آن خواهد شد.

رابرت کیوساکی: “مواردی مانند املاک، طلا، سهام، سپرده گذاری، صندوق‌های سرمایه‌گذاری و غیره فرد را ثروتمند نمی‌سازد، بلکه مهارت، دانش و هوش مالی است که یک فرد را ثروتمند می‌سازد.”

ضرورت آموزش مهارت های مالی به فرزند

🔸 چیزی که همیشه قلب پدر و مادرها را به درد می آورد، دیدن فرزندانشان است زمانی که تازه از حمایت مالی خانواده خود خارج شده و وارد بازار کار و اجتماع می شوند، ولی به سرعت گرفتار مشکلات و بحران های مالی می شوند.

🔸 داشتن سواد مالی یکی از مهارت های مهم در زندگی است و در این برهه از زمان که رکود، تغییرات و تحولات اقتصادی روز به روز بیشتر می شوند، فرزندان ما بیش از هر زمان دیگری نیاز دارند تا در مورد سواد مالی آموزش ببینند و برای مواجهه با زندگی در آینده آماده شوند.

برای آگاهی بیشتر از لزوم یادگیری سواد مالی، حتماً مقاله « ضرورت آموزش “مهارت های مالی” به فرزندان » را مطالعه نمایید.

🔸 متاسفانه کودکان امروزی بدون هیچگونه درکی از چگونگی کارکرد پول بزرگ می شوند. این امر باعث می شود که آنها در بزرگسالی اشتباهات مالی زیادی را مرتکب شوند.

از طرفی یکی از بزرگترین اشتباهات رایج والدین در ایران، دادن پول توجیبی به صورت مدیریت نشده به فرزندان می باشد که این موضوع باعث ایجاد مشکلاتی برای خود او و خانواده اش در آینده خواهد شد.

برای آگاهی بیشتر از خطر دادن پول تو جیبی به شیوه مرسوم به فرزند، حتماً مقاله « آیا پول توجیبی دادن به فرزند خطرناک است !؟ » را مطالعه نمایید.

شرایط مالی امروز شما حاصل … !
شرایط مالی امروز شما حاصل میزان پرورش هوش مالی و نگرش شما در مورد پول از سنین کودکی تا اکنون است. از این رو شما به عنوان والدین هوشمند باید ارزش سنین کودکی را بدانید و قبل از شکل گیری عادات، نگرش و ذهنیت فرزندانتان، آنها را با یک تربیت مالی صحیح به مسیر درست هدایت کنید.

برای درک اهمیت این موضوع لطفا چند دقیقه زمان بگذارید و حتماً مقاله « اهمیت “سنین کودکی” برای یادگیری سواد مالی » را مطالعه نمایید. این مقاله می تواند سرآغاز ورود فرزند شما به مسیر موفقیت های مالی باشد.

اقدام ضروری والدین …
در گذشته والدین ما چیزی در خصوص ثروت و ثروت آفرینی نمی دانستند که به ما منتقل کنند، در نتیجه نمی توان به آنها ایرادی گرفت. اما امروز اینطور نیست. اگر در آموزش سواد مالی به فرزندانمان کوتاهی کنیم ، آنها در آینده حق خواهند داشت که به ما ایراد بگیرند. کودک آپ برای کمک به شما در تربیت مالی صحیح فرزندتان بسته آموزشی جامع، کاربردی و جذاب به نام “دخل و خرج” را طراحی کرده است.

برای آشنایی بیشتر با بسته آموزشی « دخل و خرج » روی عکس زیر کلیک نمایید.

نوشته هوش مالی چیست؟ اولین بار در کودک آپ. پدیدار شد.

بهترین روش دادن پول تو جیبی به فرزند چیست؟

یکی از مهمترین دغدغه های والدین امروزی، چگونگی دادن پول تو جیبی به فرزندانشان است. سوال هایی مانند این که چه مقدار پول باید داده شود، چه زمانی باید داده شود، چگونه باید داده شود و … همگی از سوالاتی است که والدین آگاه و حساس به تربیت کودکشان، همیشه از خود می پرسند.
توجه : متاسفانه اکثر والدین به این مسئله آگاه نیستند که انجام این عمل به ظاهر ساده به شکل ناصحیح، در آینده برای فرزند بسیار زیان آور و انجام آن به شکل صحیح، دارای فواید بسیار خواهد بود.

والدین گرامی: از پول تو جیبی باید به عنوان یک فرصت عالی برای آموزش مدیریت پول به فرزند استفاده شود.

روش صحیح دادن پول تو جیبی به فرزند یکی از ارکان مهم تربیت مالی فرزند می باشد. یک تربیت مالی صحیح نه تنها از بروز آسیب های ذهنی و مهارتی کودک در مورد پول جلوگیری می کند، بلکه باعث رشد و ارتقای توانمندی های او در زمینه های مالی خواهد شد. در مورد اینکه پول تو جیبی باید به فرزند داده شود شکی نیست، ولی بحث اصلی این است که پول تو جیبی در چه شرایطی باید پرداخت شود؟ در ادامه به معرفی انواع روش های دادن پول تو جیبی به فرزند و بررسی هر یک از این روش ها می پردازیم. با ما همراه باشید.

روش اول: پول تو جیبی بدون حساب و کتاب !

در بین بسیاری از خانواده ها به خصوص خانواده های ایرانی، دادن پول تو جیبی به روش سنتی به این مفهوم است که “فرزندم هر چقدر پول نیاز داشت، به شرطی که برایم مقدور باشد، به او می دهم“. باور عمومی در بین این گونه والدین این است که هیچ گونه حساب و کتابی در مقدار و زمان دادن پول وجود نداشته و تنها شرط لازم، درخواست پول توسط فرزند و مقدور بودن آن برای والدین است. اما به راستی این روش دادن پول تو جیبی به فرزند تا چه حد در آموزش مدیریت پول به فرزند موثر است؟ گزارش ها نشان می دهد که خانواده هایی که به این روش به فرزندشان پول تو جیبی می دهند، عموماً حتی در مورد آموزش پول به فرزندشان فکر هم نمی کنند! این روش دادن پول تو جیبی باعث می شود که فرزند احساس کند هر زمان که به پول نیاز داشت بدست خواهد آورد، بدون آنکه زحمتی برای آن بکشد و این موضوع باعث پرتوقعی فرزند و نگاه به والدین به عنوان یک منبع نامحدود مالی خواهد بود!

برای آگاهی بیشتر از تاثیرات منفی این روش، مقاله « آیا پول توجیبی دادن به فرزند خطرناک است !؟ » را بخوانید.

روش دوم: پول توجیبی هفتگی یا ماهانه

روش دوم در دادن پول تو جیبی، این است که والدین میزانی از پول را به صورت هفتگی یا ماهانه در اختیار فرزند قرار می دهند. دادن پول تو جیبی به صورت هفتگی یا ماهانه امروزه در بین خانواده ها در حال رشد است. این روش به این گونه است که فرزند بدون در نظر گرفتن شرایط خاصی، به صورت ماهانه یا هفتگی مقداری پول از والدینش دریافت می کند. والدین باید نیازها و خواسته های فرزند را بر اساس استاندارد های خانواده و جامعه به میزان معقولی برآورد کرده و بر اساس آن مقدار پول تو جیبی را مشخص کنند. در این روش فرزند موظف است که پول خود را به نحوی خرج کند که تا پرداخت بعدی بی پول نشود. اگر چه این روش به ظاهر روش خوبی است، اما همچنان در آموزش یک اصل مهم به فرزند ناتوان است و آن اصل مهم این است که هیچ پولی بدون تلاش و زحمت به دست نمی آید.

 

روش سوم: پول تو جیبی بر اساس انجام وظایف

در این روش، پول تو جیبی در ازای انجام وظایف فرزند در خانه پرداخت می شود. وظایف یعنی کارهایی که فرزند باید به عنوان عضوی از اعضای خانواده آنها را انجام دهد. این روش دارای معایب بزرگی از جمله شرطی شدن فرزند است، به این معنا که اگر به فرزند برای انجام کارهایی که وظیفه او به عنوان یک عضو از اعضای خانواده محسوب می شود پولی پرداخت شود، فرزند در آینده برای انجام هر کاری در خانه انتظار دریافت پول خواهد داشت و عیب دیگر این روش این است که فرزند ارزش کار را به درستی درک نخواهد کرد و از ذهنیت ارزش آفرینی و ثروت آفرینی دور خواهد ماند. در این روش والدین بر اساس انجام ندادن وظایف، از پول تو جیبی فرزند کم خواهند کرد که بیشتر جنبه تنبیهی دارد و از نظر بسیاری از روانشناسان استفاده از پول تو جیبی برای تنبیه کار بسیار اشتباهی است.

 

روش چهارم: دستمزد به جای پول تو جیبی

روش چهارم، دادن پول تو جیبی به عنوان دستمزد در ازای انجام کارهای اضافه در خانه است. این روش که بهترین روش دادن پول تو جیبی به فرزند است، باعث می شود تا فرزند از ابتدا متوجه شود که هیچ پولی به راحتی بدست نیامده و برای رسیدن به پول، باید تلاش کرد. در این روش، والدین باید ابتدا وظایف فرزند را در خانه مشخص کرده و برای او توضیح دهند که در ازای انجام وظایفش پولی دریافت نخواهد کرد، چون هر کسی در خانواده ای که زندگی می کند، وظایف مشخصی دارد که باید بدون پاداش و به عنوان عضوی از اعضای خانواده آنها را انجام دهد. در ادامه والدین یک سری کارهای اضافه در خانه را مشخص کرده و برای فرزندشان توضیح می دهند که در ازای انجام این کارهای اضافی می تواند دستمزد دریافت کند. در این روش، پول توجیبی دیگر به معنی سنتی وجود نخواهد داشت و پولی که فرزند دریافت می کند به عنوان دستمزد یا پاداش خواهد بود.

👨‍👩‍👧 والدین گرامی: کودک آپ برای کمک به شما در تربیت مالی صحیح فرزندتان، بسته آموزشی جامع، جذاب و کاربردی به نام “دخل و خرج” را طراحی کرده است که به کمک آن فرزندتان تمام مهارت های مالی را به صورت تجربی و در محیط خانه فرا می گیرد و در نتیجه با ایجاد نگرش و ذهنیت درست در سنین کودکی، او با گرفتن تصمیمات مالی درست در آینده، مطمئناً زندگی هدفمند تری خواهد داشت و خودش مسئولیت مالی زندگی اش را به عهده می گیرد. این بسته فوق العاده برای کودکان ۳ تا ۱۲ سال مناسب است.

برای آشنایی بیشتر با محتویات بسته آموزشی “دخل و خرج  روی عکس زیر کلیک نمایید.

توجه : کسب درآمد به جای پول تو جیبی، از امتیازات روش سوم، کسب درآمد توسط خود فرزند در سنین نوجوانی است. به این صورت که فرزند دیگر از پدر و مادرش پول تو جیبی یا دستمزد دریافت نکرده و توسط کاری که خودش در بیرون از منزل انجام می دهد کسب درآمد می کند. برای آنکه فرزند شما بتواند در نوجوانی به کسب درآمد در بیرون از خانه مشغول شود باید در خانه و از کودکی مهارت های لازم در مورد پول را به او آموزش داده باشید. بسته آموزشی دخل و خرج به شما نشان خواهد داد که چگونه فرزند خود را آموزش دهید تا در ۱۲ سالگی برای کسب درآمد در بیرون از خانه آماده باشد.
به طور قطع فرزند برای کسب درآمد در بیرون از خانه، باید مهارت های لازم را از قبل در خانه کسب کرده باشد.
 واضح است که هر چه فرزند شما زودتر وارد حوزه کسب و کار شود، زودتر به استقلال مالی خواهد رسید و مهارت های کاری را زودتر فرا خواهد گرفت. نتیجه این اقدامات کوچک در حال، موفقیت مالی فرزندتان در آینده خواهد بود.

نوشته بهترین روش دادن پول تو جیبی به فرزند چیست؟ اولین بار در کودک آپ. پدیدار شد.

۹ قانون طلایی در آموزش پول به فرزند

جالب است بدانید که بیشتر خانواده های پولدار از صحبت کردن با فرزندانشان در مورد پول می ترسند. آنها می گویند که صحبت کردن در مورد پول، ورود به دنیای خطرناکی است که چیزی جز ناراحتی به دنبال نخواهد داشت! اگر شما هم با این حرف هم عقیده هستید پس لطفا جواب ما را هم در این مورد بخوانید. اول از هر چیز  باید بدانید که دنیای پول در حال حاضر برای بیشتر بچه ها شناخته شده است. دوم اینکه، حتی اگر در مورد این دنیای به اصطلاح پلید چیزی ندانند خیلی زود خواهند فهمید؛ چه ما به آنها بگوییم و چه نگوییم. پس بهتر است که گاه گاهی به این دنیا ورود کرده و درهایی از آن را برای فرزندمان باز کنیم. اگر تلاش کنیم که درهای ورود به دنیای پول را ببندیم، به فرزندمان یاد داده ایم که در دنیای پول چیزی ترسناک و پلید برای ترسیدن وجود دارد. به عبارت دیگر، اگر این طرز فکر را در ذهن فرزندمان قرار دهیم راه او را برای رسیدن به ثروت مسدود کرده ایم.

در هر صورت آنچه که آشکار است این است که بسیاری از خانواده ها، چه بخواهند در مورد پول صحبت کنند و چه نخواهند، نمی دانند که چگونه این کار را انجام دهند. تیم کودک آپ در این مقاله سعی کرده است که برای کمک به والدین، ۹ قانون طلایی در مورد آموزش های پول به فرزند را توضیح دهد. شما می توانید مطمئن باشید که پس از خواندن این مقاله کوتاه، مکالمه های سالمی را با فرزندتان در مورد پول برقرار خواهید کرد.

قانون ۱: بیشتر از آنچه که فکر می کنید می دانند

همانگونه که فکر می کنیم فرزندانمان در مورد مسایل مختلف اطلاعات کمی دارند، ممکن است فکر کنیم که اطلاعات آنها در مورد پول هم بسیار کم است، در صورتی که اینگونه نیست! آنها بیشتر از چیزی که ما فکر می کنیم می دانند، اما در مورد چیزهایی که می دانند سردرگم هستند.

بیشتر خانواده های پولدار فکر می کنند که می توانند مقدار ثروت خود را از فرزندانشان پنهان کنند، اما فرزندان آنها تنها با نگاه به سبک زندگی شان می فهمند که والدینشان تا چه حد پولدار هستند. کودکان افراد ثروتمند ممکن است دقیقا ندانند که ثروت والدینشان به چه میزان است، اما دانستن این موضوع آنقدرها هم مهم نیست. آنها فقط می دانند که پدر آنها تا چه حد پولدار یا بی پول است.

به یاد داشته باشید که فرزندان احمق نیستند. حتی اگر فرض کنیم که آنها نمی دانند که والدینشان چقدر پولدار هستند، در نهایت از طریق دوستان یا دیگر اطرافیانشان خواهند فهمید. علاوه بر آن، کودکان ذاتا کنجکاو بوده و اینترنت تا حد زیادی به آنها کمک خواهد کرد تا بفهمند والدینشان تا چه حدی پولدار هستند.

در هر صورت، می توانید مطمئن باشید که فرزندانتان در مورد شما بسیار بیشتر از آن چیزی که شما فکر می کنید می دانند. اما در بیشتر موارد، آنها در مورد چیزهایی که می دانند گیج و سردرگم بوده و نمی توانند بین اطلاعاتشان و واقعیت ارتباط معنی داری برقرار کنند. سردرگمی در کودکان سنین پایین به دلیل عدم داشتن تجربه کافی است؛ در حالی که در فرزندان با سنین بالاتر، عامل سردرگمی خود والدین هستند. والدین با به اشتراک نگذاشتن تجربه ها و دیدگاه های مختلف با فرزندانشان باعث این سردرگمی می شوند. اگر ارتباط شما با فرزندتان به صورت سالم برقرار نشود باعث می شود تا او قیمت همه چیز را بداند اما ارزش نسبی آنها را هرگز درک نکند. پس ما باید به جای ترساندن آنها در مورد دنیای پول، به آنها کمک کنیم که با این دنیا آشنا شده و از ورود به آن نترسند.

قانون ۲: قبل از حرف زدن فکر کنیم

منظور از این قانون صرفا این نیست که باید در مورد حرفی که می خواهیم بزنیم باید اول فکر کنیم. فکر کردن در مورد هر حرفی، قبل از گفتن آن کار واضحی بوده که حتما باید انجام دهید! منظور اصلی ما این است که شما به عنوان والد باید ابتدا استانداردها و آموزش های لازم در مورد پول را ببینید و سپس با فرزندتان در مورد پول صحبت کنید.

بیشتر خانواده های پولدار درک واضحی از استانداردهایی که باید فرزندشان داشته باشد ندارند. والدین باید ابتدا با خود صادق بوده و ارزش های خود را در مورد پول باز بینی کنند. برای مثال، شما باید به فرزند خود یاد دهید که شادی واقعی در تملک نیست. اما اگر خود علاقه زیادی به خرید و تملک داشته باشید، آن وقت فرزند شما دچار دوگانگی خواهد شد. کودکان توانایی خارق العاده ای در تشخیص دروغ دارند. اگر حرفی که می زنید با کاری که انجام می دهید همخوانی نداشته باشد، مطمئن باشید که آنها متوجه این موضوع خواهند شد. آن وقت به شما برچسب ریاکار زده و دیگر به حرف های شما گوش نمی دهند.

والدین باید ابتدا ارزش های خود را بازنگری و مرور کنند و مطمئن شوند که قبل از انتقال ارزش ها به فرزندشان، خود از این ارزش ها پیروی می کنند. همچنین بهتر است بدانید که بچه ها در استفاده از این تضادها بر علیه شما بسیار ماهر هستند. آنها حتی می توانند از این تضاد ها برای ایجاد شکاف بین شما و همسرتان استفاده کنند.

همچنین، باید در نظر داشته باشید که ارزش های پولی را متناسب با سن و بلوغ فرزند خود در نظر بگیرید. برای مثال، برای کودکان خردسال، ارزش های مالی بیشتر مربوط به خرید لباس، جشن تولد و خرید هدیه و اسباب بازی می شود، در حالی که برای نوجوانان و جوانان مسایل مالی عموما مربوط به هزینه های مدرسه و دانشگاه، ماشین و غیره می شود.

پس به یاد داشته باشید که باید با توجه به سن فرزندتان، ابتدا ارزش های متناسب را در مورد پول در زندگی خود ایجاد کرده و سپس به فرزندتان منتقل کنید. علاوه بر آن، باید برای فرزندتان توضیح دهید که چرا یک سری از ارزش های خاصی را برای خانواده در نظر گرفته اید. مطمئن باشید که فرزندتان از دوستانش خواهد شنید که خانواده های آنها ارزش های متفاوتی دارند. سپس به سراغ شما آمده و از شما خواهد پرسید که چرا ارزش های خانواده شما با خانواده دوستش متفاوت است.

قانون ۳: حرف بزنید و باز هم حرف بزنید.

هنوز هم موضوع پول در بین بسیاری از مردم موضوع خوبی برای بحث نیست. امروزه ما به راحتی در مورد سیاست، مواد مخدر و یا حتی روابط زناشویی صحبت می کنیم، اما صحبت در مورد پول هنوز برای بسیاری از خانواده ها ناخوشایند است. صحبت کردن در مورد پول باعث ایجاد احساس آشفتگی، استرس و حتی شرمندگی در ما می شود و به همین دلیل است که ما همیشه از صحبت های مالی فرار کرده و هرگز تصمیم به آموزش خود در مورد پول نمی گیریم.

اگرچه دادن برگه حساب و کتاب به فرزندان، به خصوص کودکان خردسال کار مناسبی نیست، اما خانواده ها باید همیشه در مورد پول و ثروت با فرزندانشان صحبت کنند. والدین نباید در مورد اینکه چقدر پول دارند با فرزندشان حرف بزنند، اما لازم است تا در مورد اهمیت وجود پول و ثروت با آنها مکالمه های مستمر داشته باشند. والدین بهتر است این سوال ها را ذهن کودک خود ایجاد کرده و برای یافتن جواب به آنها کمک کنند:

  • مسئولیت ها و چالش هایی که همراه با ثروت می آیند چه چیزهایی هستند؟
  • چرا داشتن ثروت ارزشمند است؟
  • چگونه و از چه راه هایی ثروت به دست می آید و این راه ها چه چیزهایی را به ما آموزش می دهد؟
  • چه مشکلاتی با نداشتن پول و ثروت همراه خواهد بود؟
  • و مهمتر از همه اینکه با داشتن ثروت به چه چیز هایی می خواهیم برسیم؟

مکالمه هایی که به وسیله این سوال ها با فرزندمان به ایجاد می کنیم خیلی عمیق تر و مهمتر از قیمت و هزینه کالاها و خدمات است. این مکالمه ها به فرزندمان نشان خواهد داد که ارزش پول و ثروت خیلی بیشتر از خرید کردن یا نکردن است. پس به یاد داشته باشیم که همیشه با فرزندمان در مورد اهمیت پول و ثروت صحبت کنیم.

صحبت کردن در مورد پول نباید فقط یک بار یا دو بار یا به هر تعداد مشخصی انجام شود. مکالمه در مورد پول باید همیشه و بدون هیچ پایان یا محدودیتی انجام شود.

به یاد داشته باشید که مکالمه هایی که با فرزندتان انجام می دهید همیشه در ذهن او به عنوان راهنما وجود خواهد داشت.

قانون ۴: سخنرانی نکنید، صحبت کنید.

تجربه نشان می دهد که اگر می خواهید فرزندتان برای حرفهای شما ارزش قایل باشد برای او سخنرانی نکنید. مکالمه های دو طرفه تاثیر بیشتری نسبت به سخنرانی دارند. این قانون به خصوص در مورد کودکان صادق است. اگر بتوانیم فرزندمان را طوری تربیت کنیم که برای یافتن پاسخ سوال هایش ابتدا به سمت خود ما بیاید، راحت تر می توانیم منظور خود به اون منتقل کنیم چرا که صحبت های دیگران ممکن است باعث سوتفاهم شود.

 اما قبل از هر چیز، برای ایجاد مکالمه با فرزندمان در مورد پول باید دو مورد را در نظر داشته باشیم:

  • اول اینکه باید مواظب باشیم که در مکالمه با فرزندمان او را کوچک نشماریم. باید عبارت های “هنوز زود است تا بفهمی” یا “وقتی بزرگ تر شدی می فهمی” را از دایره لغات خود حذف کنیم. همچنین باید مواظب باشیم که به فرزند خود هرگز نگویم “این موضوع به تو ربطی ندارد“. یک قانون کلی وجود دارد که اگر می خواهیم در مورد موضوعی با فرزندمان صحبت کنیم که برای او بسیار سخت یا دشوار است، باید قبل از صحبت کردن خود را آماده کنیم و یا اصلا در مورد آن موضوع صحبت نکنیم.
  • دوم اینکه موضوعات مکالمه باید با میزان بلوغ و درک فرزند همخوانی داشته باشد. هرگز نباید با یک کودک در مورد میزان وثیقه و رهن خانه صحبت کنیم. باید به یاد داشته باشیم که ایجاد مکالمه در مورد پول و ثروت نباید به منظور صحبت کردن در مورد پیچیدگی های چرخه های مالی باشد، بلکه هدف اصلی درک ارزش های مالی است.

قانون ۵: یک سوال، با ارزش تر از هزاران جواب است

بهترین راه برای پاسخ دادن به سوال های فرزندتان در مورد پول، پرسیدن یک سوال دیگر است. مثلا اگر فرزند شما پرسید که “ثروت به چه دردی می خورد؟” قبل از توضیح، بهتر است ابتدا از او بپرسید “اگر ثروت نباشد چه مشکلاتی وجود خواهد داشت؟” یا مثلا می توانید در جواب سوال او بپرسید “نظر خودت چیست؟” بهتر است قبل از پاسخ دادن به سوال هایش ابتدا ذهن او را کنجکاو تر کنید و سپس جواب های صادقانه به او بدهید.

طرح سوال در برابر سوال باعث می شود که فرزند شما قبل آنکه به جواب فکر کند جنبه های دیگر مربوط به موضوع را نیز ببیند. به یاد داشته باشیم که هدف از این کار فرار از پاسخ نیست چرا که شما باید در نهایت پاسخ درست و صادقانه را برای فرزند خود شرح دهید. همچنین باید در نظر داشته باشیم که سوال های مربوط به پول و ثروت ممکن است در مراحل مختلف رشد فرزندمان تکرار شود. تکرار سوال های مربوط به پول به این معنی است که فرزندمان همزمان با رشدش با معیار ها و موقعیت های جدیدی رو به رو می شود و به دنبال جواب های بهتری است. همانگونه که در بالا هم گفته شد، واجب است همیشه سن و میزان بلوغ فرزند را در نظر بگیریم.

برای مثال ممکن است فرزندمان از ما بپرسد: “آیا ما ثروتمند هستیم؟” قبل از پاسخ بهتر است این سوال ها را از او بپرسید: “نظر خودت چیست؟” یا “پولدارترین کسی که می شناسی کیست؟ آیا خوشحال است؟”

سپس می توانید جوابی مشابه به این جواب را به او بدهید: “ثروتمند بودن برای آدم های مختلف معنی های متفاوتی دارد. چیزهایی زیادی هستند که می شود با پول خرید اما پول به تنهایی نمی تواند باعث شادی کسی شود. ما می توانیم چیز هایی که نیاز داری را برای تو بخریم و از تو مواظبت کنیم. به خاطر همین می توان گفت که ما پولدار هستیم.”

قانون ۶: بداهه گویی نکنید

اگر به حرف هایی که تاکنون در مورد پول زده ایم فکر کنیم، متوجه می شویم که گاه گاهی حرف هایی زده ایم که همان موقع هم می دانستیم نباید بزنیم، اما در نهایت آن حرف را به زبان آورده ایم! اما به راستی چرا نگفتن حرفی که می دانیم نباید در مورد پول بزنیم سخت است؟ شاید به این خاطر است که نحوه برخورد ما با پول پیچیده بوده و چون توان به زبان آوردن آن را نداریم، حاضر هستیم که با گفتن یک حرف ساده از توضیح کامل فرار کنیم. هرچند که می دانیم یک اظهار نظر ساده نمی تواند کل منظور ما را بیان کند. به همین خاطر، بیشتر ما در نهایت به یک تفسیر بداهه در مورد پول بسنده می کنیم، در حالی که این تفاسیر ممکن است کلیت برخورد ما با پول را نشان ندهد.

خطری که وجود دارد این است که این تفاسیر بداهه و ناقص آن چیزی که ما واقعا در ذهن داریم را به فرزندمان منتقل نمی کند. برای مثال، ممکن است که شما ناگهان در شرایط خاصی این جمله ها را بگویید: “کی دوست داره توی اون خونه زندگی کنه؟!”، “خوبه که ماشینم مثل ماشین اون نیست!”، “لباس هاش باید دست دوم باشه!” اینگونه تفاسیر و اظهار نظرهای ناگهانی برای بچه ها به این معنی خواهد بود که پول ذاتا همراه با شادی است، در حالی که خود ما در واقع هرگز اینگونه فکر نمی کنیم.

یکی دیگر از دلایلی که باعث می شود تا والدین با فرزندانشان در مورد پول (به خصوص کودکان) صحبت نکنند این است که می ترسند فرزندشان اظهار نظر های اغراق شده ای در مورد وضعیت پول خانواده در مکان های دیگر و برای افراد دیگر به زبان بیاورند. اما باید همچنان در نظر داشته باشید که پدیده بداهه گویی در مورد پول باعث خواهد شد که فرزند احساس کند که حتی داشتن دانشی جزیی در مورد پول خانواده یا به طور کلی ثروت، شرم آور است.

والدینی که تفاسیر و اظهار نظر های بداهه در مورد پول می کنند، در حقیقت قادر به توصیف حریم شخصی برای فرزند خود نیستند. بهتر است که والدین برای فرزندشان توضیح دهند که مکالمه هایی که در مورد پول و ثروت خانواده صورت می گیرد تنها مربوط به خود خانواده بوده و نباید در جای دیگری برای کس دیگری بازگو شود. اما اینکه به فرزند این حس را القا کنیم که باید در مورد پول راز دار باشد باعث ایجاد احساسات ناسالم و خطرناک در مورد پول می شود که بیشترین تاثیر را در بزرگسالی خواهد داشت.

صحبت درباره پول با فرزند

قانون ۷: به فرزندمان کمک هزینه بدهیم نه پول توی جیبی

تا به اینجا، قوانینی که ذکر کردیم تمرکز زیادی بر روی صحبت کردن داشت. اما در کنار حرف زدن، عمل کردن هم از اهمیت بالایی برخوردار است. والدین می توانند به کودکان از همان سنین پایین کمک هزینه های خاص بدهند که در حقیقت مقدار مشخصی از پول برای مخارج خاص است. برای روشن شدن موضوع به این مثال توجه کنید. فرض کنید که فرزند شما قصد رفتن به شهربازی را دارد. به فرزند خود مقدار مناسبی پول بدهید و به او یادآور شوید که این کل پولی است که دریافت می کند (کمک هزینه خاص). سپس به او این سه جمله را بگویید و تصمیم گیری را به خود او واگذار کنید:

۱- اگر همه پول خود را خرج بازی کنی آن وقت دیگر هیچ پولی نخواهی داشت.

۲- اگر بازی های کمتری بکنی مقداری پول برای خرید بستنی و آب میوه خواهی داشت.

۳- و اگر به شهر بازی نروی می توانی همه پول خود را یا پس انداز کنی و یا یک کار با حال دیگر بکنی.

برخی خانواده ها، به جای کمک هزینه های خاص، دستمزد ماهانه یا هفتگی می دهند. این خانواده ها ممکن است که به فرزند خود دستمزدی را بابت انجام کارهای خانه بدهند و برخی دیگر ممکن است بر این عقیده باشند که انجام کارهای خانه وظیفه بوده و نباید دستمزدی برای آن تعیین شود. صرف نظر از اینکه چگونه و به چه هدفی به فرزند خود دستمزد می دهید (به جای پول توجیبی)، حتما شما هم به این سوال فکر می کنید که اساسا چه مقدار پول را باید برای فرزندم در نظر بگیرم؟ برای جواب به این سوال باید ابتدا کلیه مخارجی که می خواهید فرزندتان به کمک این پول پوشش دهد مشخص کنید. سپس به کمک روش GISS به او آموزش دهید که پول خود را چگونه مدیریت کند.

روش GISS یک روش کاربردی برای آموزش مدیریت پول به فرزندان سنین مختلف است. توضیح کامل این روش فوق العاده را در مقاله آموزش سواد مالی به فرزند به کمک روش GISS بخوانید.

به طور کلی فرزند شما باید یاد بگیرد که برای خرج کردن پول باید اهداف مشخصی داشته باشد. همچنین باید یاد بگیرد که پولی که دریافت می کند مشخص بوده و بدون دلیل، کم و زیاد نمی شود. اگر فرزندتان در وسط هفته پول کم آورد شما نباید پول اضافه ای به او بدهید چون با این کار باعث خواهید شد که فرزندتان بحث مدیریت پول را جدی نگیرد.

فراموش نکنید که با رشد فرزندتان، میزان دستمزد او هم باید بیشتر شود چرا که مخارج تغییر کرده و بیشتر می شود. همچنین توصیه می کنیم که به دلیل تعطیلی مدارس در تابستان، کلیه دستمزدها قطع شده و فرزند به کار واقعی با درآمد واقعی در جامعه بپردازد.

همچنین، برخی خانواده ها فرزندشان را به کار نیمه وقت در کنار تحصیل تشویق می کنند که می تواند نتایج خوبی در رشد دانش او در مورد کار و پول داشته باشد. در هر صورت، دستمزد (برای سنین بالاتر) و کمک هزینه های خاص (برای سنین پایین تر) باعث خواهد شد تا فرزندتان به اهمیت بودجه بندی پی ببرد. پس به یاد داشته باشید که هرگز پولی را همین طوری و بدون هیچ شرطی در اختیار فرزندتان قرار ندهید.

قانون ۸: بر روی آنها سرمایه گذاری کنید.

بیشتر ثروتمندان از ابتدا ثروتمند نبوده اند. آنها عموما کارهایی را انجام داده اند که ساده بوده، اما به دلیل علاقه زیاد به سختی تلاش کرده اند. آنها همچنین در برخی موارد شانس هم داشته و در برخی موارد دیگر شکست های سنگینی را هم متحمل شده اند. به هر حال اگر با آنها صحبت کنید به شما خواهند گفت که: “آن زمانی که به سختی تلاش می کردم تا به هدف و علاقه خود برسم بهترین زمان بوده است.” اما بعد از آن این جمله را نیز خواهند گفت: “اما نمیخواهم که فرزندم مانند من به سختی کار کند.” آیا متوجه این تناقض شدید؟ بهترین دوران زندگی از نظر افراد ثروتمند زمانی است که به سختی کار می کنند. آنها همیشه از سختی هایی که کشیده اند با لذت صحبت می کنند چون در نهایت نتیجه آن را دیده اند. با این وجود نمی خواهند که این لذت مهم را فرزندشان هم تجربه کند.

سختی کشیدن هدفدار عامل اصلی پیروزی و موفقیت است.

برای درک بهتر سرمایه گذاری بر روی فرزندان به این مثال توجه کنید. در کشور ما به دلیل نبودن حمل و نقل عمومی خوب و جامع، بیشتر مردم، برای جابجایی، از ماشین های شخصی استفاده می کنند. زمانی که فرزند شما به سن ۱۸ سالگی رسیده و گواهینامه رانندگی دریافت کند، نیاز به ماشین خواهد داشت. شاید می گویید که خب ماشین خود را به او می دهم اما این کار اشتباه است؛ چون او برای رسیدن به ماشین هیچ تلاشی نکرده و این طرز فکر به او القا می شود که در نهایت مالک همه چیز است.

بهترین کار این است که به فرزند خود از الان بگویید که دو سوم هزینه خرید یک ماشین معمولی را تقبل کرده و هر زمان که خود او بتواند یک سوم باقیمانده را پرداخت کند صاحب ماشین خواهد شد. با این کار شما بر روی فرزندتان سرمایه گذاری کرده و به او آموزش داده اید که خود او نیز باید در این سرمایه گذاری شریک شود.

سرمایه گذاری بر روی فرزند، به شرط آنکه خود او نیز شریک باشد، باعث خواهد شد تا فرزندتان تلاش کرده و از تلاش کردن لذت ببرد، چون می داند که در نهایت به هدف بزرگی خواهد رسید. به صورت کلی هیچ والدی دوست ندارد که فرزندش سختی بکشد اما بهتر است که همچنان راه های تلاش کردن را برای فرزندتان باز بگذارید.

قانون ۹: برای فرزندتان الگو باشید

شاید شما هم در گذشته به این موضوع فکر کرده اید که چرا حرف های والدینتان با عملشان سازگاری ندارد! حقیقت این است که همه ما در زمان حرف زدن سخنران خوبی هستیم، اما در عمل حتی به یاد نمی آوریم که چه حرف هایی را زده ایم!

اگر می خواهید که فرزند شما در مورد شما اینگونه فکر نکند باید ارزشهایی که در مورد آنها صحبت می کنید را ابتدا در زندگی خود پیاده کنید. اگر بر اساس روش GISS به فرزند خود بگویید که باید قسمتی از پول خود را ببخشد، اما خود شما هرگز این کار را نکنید، باعث خواهید شد تا فرزندتان به شما اعتماد نکرده و برای حرف های شما ارزشی قایل نشود. یا اگر به فرزندتان بگویید که مالکیت و ثروت شادی آفرین نیست در حالی که دایم در حال خرید هستید باعث خواهید شد که فرزندتان مانند بسیاری دیگر از هم سن و سالانش فکر کند که تنها راه شاد بودن ثروت زیاد است.

به یاد داشته باشید که اولین فردی که الگوی فرزندتان می شود خود شما هستید. همیشه برای فرزندتان بهترین الگو باشید؛ هم صحبت کنید و هم عمل کنید.

 

منبع

Glenn Kurlander: Opening Pandoras Box

نوشته ۹ قانون طلایی در آموزش پول به فرزند اولین بار در کودک آپ. پدیدار شد.