۹ قانون طلایی در آموزش پول به فرزند

جالب است بدانید که بیشتر خانواده های پولدار از صحبت کردن با فرزندانشان در مورد پول می ترسند. آنها می گویند که صحبت کردن در مورد پول، ورود به دنیای خطرناکی است که چیزی جز ناراحتی به دنبال نخواهد داشت! اگر شما هم با این حرف هم عقیده هستید پس لطفا جواب ما را هم در این مورد بخوانید. اول از هر چیز  باید بدانید که دنیای پول در حال حاضر برای بیشتر بچه ها شناخته شده است. دوم اینکه، حتی اگر در مورد این دنیای به اصطلاح پلید چیزی ندانند خیلی زود خواهند فهمید؛ چه ما به آنها بگوییم و چه نگوییم. پس بهتر است که گاه گاهی به این دنیا ورود کرده و درهایی از آن را برای فرزندمان باز کنیم. اگر تلاش کنیم که درهای ورود به دنیای پول را ببندیم، به فرزندمان یاد داده ایم که در دنیای پول چیزی ترسناک و پلید برای ترسیدن وجود دارد. به عبارت دیگر، اگر این طرز فکر را در ذهن فرزندمان قرار دهیم راه او را برای رسیدن به ثروت مسدود کرده ایم.

در هر صورت آنچه که آشکار است این است که بسیاری از خانواده ها، چه بخواهند در مورد پول صحبت کنند و چه نخواهند، نمی دانند که چگونه این کار را انجام دهند. تیم کودک آپ در این مقاله سعی کرده است که برای کمک به والدین، ۹ قانون طلایی در مورد آموزش های پول به فرزند را توضیح دهد. شما می توانید مطمئن باشید که پس از خواندن این مقاله کوتاه، مکالمه های سالمی را با فرزندتان در مورد پول برقرار خواهید کرد.

قانون ۱: بیشتر از آنچه که فکر می کنید می دانند

همانگونه که فکر می کنیم فرزندانمان در مورد مسایل مختلف اطلاعات کمی دارند، ممکن است فکر کنیم که اطلاعات آنها در مورد پول هم بسیار کم است، در صورتی که اینگونه نیست! آنها بیشتر از چیزی که ما فکر می کنیم می دانند، اما در مورد چیزهایی که می دانند سردرگم هستند.

بیشتر خانواده های پولدار فکر می کنند که می توانند مقدار ثروت خود را از فرزندانشان پنهان کنند، اما فرزندان آنها تنها با نگاه به سبک زندگی شان می فهمند که والدینشان تا چه حد پولدار هستند. کودکان افراد ثروتمند ممکن است دقیقا ندانند که ثروت والدینشان به چه میزان است، اما دانستن این موضوع آنقدرها هم مهم نیست. آنها فقط می دانند که پدر آنها تا چه حد پولدار یا بی پول است.

به یاد داشته باشید که فرزندان احمق نیستند. حتی اگر فرض کنیم که آنها نمی دانند که والدینشان چقدر پولدار هستند، در نهایت از طریق دوستان یا دیگر اطرافیانشان خواهند فهمید. علاوه بر آن، کودکان ذاتا کنجکاو بوده و اینترنت تا حد زیادی به آنها کمک خواهد کرد تا بفهمند والدینشان تا چه حدی پولدار هستند.

در هر صورت، می توانید مطمئن باشید که فرزندانتان در مورد شما بسیار بیشتر از آن چیزی که شما فکر می کنید می دانند. اما در بیشتر موارد، آنها در مورد چیزهایی که می دانند گیج و سردرگم بوده و نمی توانند بین اطلاعاتشان و واقعیت ارتباط معنی داری برقرار کنند. سردرگمی در کودکان سنین پایین به دلیل عدم داشتن تجربه کافی است؛ در حالی که در فرزندان با سنین بالاتر، عامل سردرگمی خود والدین هستند. والدین با به اشتراک نگذاشتن تجربه ها و دیدگاه های مختلف با فرزندانشان باعث این سردرگمی می شوند. اگر ارتباط شما با فرزندتان به صورت سالم برقرار نشود باعث می شود تا او قیمت همه چیز را بداند اما ارزش نسبی آنها را هرگز درک نکند. پس ما باید به جای ترساندن آنها در مورد دنیای پول، به آنها کمک کنیم که با این دنیا آشنا شده و از ورود به آن نترسند.

قانون ۲: قبل از حرف زدن فکر کنیم

منظور از این قانون صرفا این نیست که باید در مورد حرفی که می خواهیم بزنیم باید اول فکر کنیم. فکر کردن در مورد هر حرفی، قبل از گفتن آن کار واضحی بوده که حتما باید انجام دهید! منظور اصلی ما این است که شما به عنوان والد باید ابتدا استانداردها و آموزش های لازم در مورد پول را ببینید و سپس با فرزندتان در مورد پول صحبت کنید.

بیشتر خانواده های پولدار درک واضحی از استانداردهایی که باید فرزندشان داشته باشد ندارند. والدین باید ابتدا با خود صادق بوده و ارزش های خود را در مورد پول باز بینی کنند. برای مثال، شما باید به فرزند خود یاد دهید که شادی واقعی در تملک نیست. اما اگر خود علاقه زیادی به خرید و تملک داشته باشید، آن وقت فرزند شما دچار دوگانگی خواهد شد. کودکان توانایی خارق العاده ای در تشخیص دروغ دارند. اگر حرفی که می زنید با کاری که انجام می دهید همخوانی نداشته باشد، مطمئن باشید که آنها متوجه این موضوع خواهند شد. آن وقت به شما برچسب ریاکار زده و دیگر به حرف های شما گوش نمی دهند.

والدین باید ابتدا ارزش های خود را بازنگری و مرور کنند و مطمئن شوند که قبل از انتقال ارزش ها به فرزندشان، خود از این ارزش ها پیروی می کنند. همچنین بهتر است بدانید که بچه ها در استفاده از این تضادها بر علیه شما بسیار ماهر هستند. آنها حتی می توانند از این تضاد ها برای ایجاد شکاف بین شما و همسرتان استفاده کنند.

همچنین، باید در نظر داشته باشید که ارزش های پولی را متناسب با سن و بلوغ فرزند خود در نظر بگیرید. برای مثال، برای کودکان خردسال، ارزش های مالی بیشتر مربوط به خرید لباس، جشن تولد و خرید هدیه و اسباب بازی می شود، در حالی که برای نوجوانان و جوانان مسایل مالی عموما مربوط به هزینه های مدرسه و دانشگاه، ماشین و غیره می شود.

پس به یاد داشته باشید که باید با توجه به سن فرزندتان، ابتدا ارزش های متناسب را در مورد پول در زندگی خود ایجاد کرده و سپس به فرزندتان منتقل کنید. علاوه بر آن، باید برای فرزندتان توضیح دهید که چرا یک سری از ارزش های خاصی را برای خانواده در نظر گرفته اید. مطمئن باشید که فرزندتان از دوستانش خواهد شنید که خانواده های آنها ارزش های متفاوتی دارند. سپس به سراغ شما آمده و از شما خواهد پرسید که چرا ارزش های خانواده شما با خانواده دوستش متفاوت است.

قانون ۳: حرف بزنید و باز هم حرف بزنید.

هنوز هم موضوع پول در بین بسیاری از مردم موضوع خوبی برای بحث نیست. امروزه ما به راحتی در مورد سیاست، مواد مخدر و یا حتی روابط زناشویی صحبت می کنیم، اما صحبت در مورد پول هنوز برای بسیاری از خانواده ها ناخوشایند است. صحبت کردن در مورد پول باعث ایجاد احساس آشفتگی، استرس و حتی شرمندگی در ما می شود و به همین دلیل است که ما همیشه از صحبت های مالی فرار کرده و هرگز تصمیم به آموزش خود در مورد پول نمی گیریم.

اگرچه دادن برگه حساب و کتاب به فرزندان، به خصوص کودکان خردسال کار مناسبی نیست، اما خانواده ها باید همیشه در مورد پول و ثروت با فرزندانشان صحبت کنند. والدین نباید در مورد اینکه چقدر پول دارند با فرزندشان حرف بزنند، اما لازم است تا در مورد اهمیت وجود پول و ثروت با آنها مکالمه های مستمر داشته باشند. والدین بهتر است این سوال ها را ذهن کودک خود ایجاد کرده و برای یافتن جواب به آنها کمک کنند:

  • مسئولیت ها و چالش هایی که همراه با ثروت می آیند چه چیزهایی هستند؟
  • چرا داشتن ثروت ارزشمند است؟
  • چگونه و از چه راه هایی ثروت به دست می آید و این راه ها چه چیزهایی را به ما آموزش می دهد؟
  • چه مشکلاتی با نداشتن پول و ثروت همراه خواهد بود؟
  • و مهمتر از همه اینکه با داشتن ثروت به چه چیز هایی می خواهیم برسیم؟

مکالمه هایی که به وسیله این سوال ها با فرزندمان به ایجاد می کنیم خیلی عمیق تر و مهمتر از قیمت و هزینه کالاها و خدمات است. این مکالمه ها به فرزندمان نشان خواهد داد که ارزش پول و ثروت خیلی بیشتر از خرید کردن یا نکردن است. پس به یاد داشته باشیم که همیشه با فرزندمان در مورد اهمیت پول و ثروت صحبت کنیم.

صحبت کردن در مورد پول نباید فقط یک بار یا دو بار یا به هر تعداد مشخصی انجام شود. مکالمه در مورد پول باید همیشه و بدون هیچ پایان یا محدودیتی انجام شود.

به یاد داشته باشید که مکالمه هایی که با فرزندتان انجام می دهید همیشه در ذهن او به عنوان راهنما وجود خواهد داشت.

قانون ۴: سخنرانی نکنید، صحبت کنید.

تجربه نشان می دهد که اگر می خواهید فرزندتان برای حرفهای شما ارزش قایل باشد برای او سخنرانی نکنید. مکالمه های دو طرفه تاثیر بیشتری نسبت به سخنرانی دارند. این قانون به خصوص در مورد کودکان صادق است. اگر بتوانیم فرزندمان را طوری تربیت کنیم که برای یافتن پاسخ سوال هایش ابتدا به سمت خود ما بیاید، راحت تر می توانیم منظور خود به اون منتقل کنیم چرا که صحبت های دیگران ممکن است باعث سوتفاهم شود.

 اما قبل از هر چیز، برای ایجاد مکالمه با فرزندمان در مورد پول باید دو مورد را در نظر داشته باشیم:

  • اول اینکه باید مواظب باشیم که در مکالمه با فرزندمان او را کوچک نشماریم. باید عبارت های “هنوز زود است تا بفهمی” یا “وقتی بزرگ تر شدی می فهمی” را از دایره لغات خود حذف کنیم. همچنین باید مواظب باشیم که به فرزند خود هرگز نگویم “این موضوع به تو ربطی ندارد“. یک قانون کلی وجود دارد که اگر می خواهیم در مورد موضوعی با فرزندمان صحبت کنیم که برای او بسیار سخت یا دشوار است، باید قبل از صحبت کردن خود را آماده کنیم و یا اصلا در مورد آن موضوع صحبت نکنیم.
  • دوم اینکه موضوعات مکالمه باید با میزان بلوغ و درک فرزند همخوانی داشته باشد. هرگز نباید با یک کودک در مورد میزان وثیقه و رهن خانه صحبت کنیم. باید به یاد داشته باشیم که ایجاد مکالمه در مورد پول و ثروت نباید به منظور صحبت کردن در مورد پیچیدگی های چرخه های مالی باشد، بلکه هدف اصلی درک ارزش های مالی است.

قانون ۵: یک سوال، با ارزش تر از هزاران جواب است

بهترین راه برای پاسخ دادن به سوال های فرزندتان در مورد پول، پرسیدن یک سوال دیگر است. مثلا اگر فرزند شما پرسید که “ثروت به چه دردی می خورد؟” قبل از توضیح، بهتر است ابتدا از او بپرسید “اگر ثروت نباشد چه مشکلاتی وجود خواهد داشت؟” یا مثلا می توانید در جواب سوال او بپرسید “نظر خودت چیست؟” بهتر است قبل از پاسخ دادن به سوال هایش ابتدا ذهن او را کنجکاو تر کنید و سپس جواب های صادقانه به او بدهید.

طرح سوال در برابر سوال باعث می شود که فرزند شما قبل آنکه به جواب فکر کند جنبه های دیگر مربوط به موضوع را نیز ببیند. به یاد داشته باشیم که هدف از این کار فرار از پاسخ نیست چرا که شما باید در نهایت پاسخ درست و صادقانه را برای فرزند خود شرح دهید. همچنین باید در نظر داشته باشیم که سوال های مربوط به پول و ثروت ممکن است در مراحل مختلف رشد فرزندمان تکرار شود. تکرار سوال های مربوط به پول به این معنی است که فرزندمان همزمان با رشدش با معیار ها و موقعیت های جدیدی رو به رو می شود و به دنبال جواب های بهتری است. همانگونه که در بالا هم گفته شد، واجب است همیشه سن و میزان بلوغ فرزند را در نظر بگیریم.

برای مثال ممکن است فرزندمان از ما بپرسد: “آیا ما ثروتمند هستیم؟” قبل از پاسخ بهتر است این سوال ها را از او بپرسید: “نظر خودت چیست؟” یا “پولدارترین کسی که می شناسی کیست؟ آیا خوشحال است؟”

سپس می توانید جوابی مشابه به این جواب را به او بدهید: “ثروتمند بودن برای آدم های مختلف معنی های متفاوتی دارد. چیزهایی زیادی هستند که می شود با پول خرید اما پول به تنهایی نمی تواند باعث شادی کسی شود. ما می توانیم چیز هایی که نیاز داری را برای تو بخریم و از تو مواظبت کنیم. به خاطر همین می توان گفت که ما پولدار هستیم.”

قانون ۶: بداهه گویی نکنید

اگر به حرف هایی که تاکنون در مورد پول زده ایم فکر کنیم، متوجه می شویم که گاه گاهی حرف هایی زده ایم که همان موقع هم می دانستیم نباید بزنیم، اما در نهایت آن حرف را به زبان آورده ایم! اما به راستی چرا نگفتن حرفی که می دانیم نباید در مورد پول بزنیم سخت است؟ شاید به این خاطر است که نحوه برخورد ما با پول پیچیده بوده و چون توان به زبان آوردن آن را نداریم، حاضر هستیم که با گفتن یک حرف ساده از توضیح کامل فرار کنیم. هرچند که می دانیم یک اظهار نظر ساده نمی تواند کل منظور ما را بیان کند. به همین خاطر، بیشتر ما در نهایت به یک تفسیر بداهه در مورد پول بسنده می کنیم، در حالی که این تفاسیر ممکن است کلیت برخورد ما با پول را نشان ندهد.

خطری که وجود دارد این است که این تفاسیر بداهه و ناقص آن چیزی که ما واقعا در ذهن داریم را به فرزندمان منتقل نمی کند. برای مثال، ممکن است که شما ناگهان در شرایط خاصی این جمله ها را بگویید: “کی دوست داره توی اون خونه زندگی کنه؟!”، “خوبه که ماشینم مثل ماشین اون نیست!”، “لباس هاش باید دست دوم باشه!” اینگونه تفاسیر و اظهار نظرهای ناگهانی برای بچه ها به این معنی خواهد بود که پول ذاتا همراه با شادی است، در حالی که خود ما در واقع هرگز اینگونه فکر نمی کنیم.

یکی دیگر از دلایلی که باعث می شود تا والدین با فرزندانشان در مورد پول (به خصوص کودکان) صحبت نکنند این است که می ترسند فرزندشان اظهار نظر های اغراق شده ای در مورد وضعیت پول خانواده در مکان های دیگر و برای افراد دیگر به زبان بیاورند. اما باید همچنان در نظر داشته باشید که پدیده بداهه گویی در مورد پول باعث خواهد شد که فرزند احساس کند که حتی داشتن دانشی جزیی در مورد پول خانواده یا به طور کلی ثروت، شرم آور است.

والدینی که تفاسیر و اظهار نظر های بداهه در مورد پول می کنند، در حقیقت قادر به توصیف حریم شخصی برای فرزند خود نیستند. بهتر است که والدین برای فرزندشان توضیح دهند که مکالمه هایی که در مورد پول و ثروت خانواده صورت می گیرد تنها مربوط به خود خانواده بوده و نباید در جای دیگری برای کس دیگری بازگو شود. اما اینکه به فرزند این حس را القا کنیم که باید در مورد پول راز دار باشد باعث ایجاد احساسات ناسالم و خطرناک در مورد پول می شود که بیشترین تاثیر را در بزرگسالی خواهد داشت.

صحبت درباره پول با فرزند

قانون ۷: به فرزندمان کمک هزینه بدهیم نه پول توی جیبی

تا به اینجا، قوانینی که ذکر کردیم تمرکز زیادی بر روی صحبت کردن داشت. اما در کنار حرف زدن، عمل کردن هم از اهمیت بالایی برخوردار است. والدین می توانند به کودکان از همان سنین پایین کمک هزینه های خاص بدهند که در حقیقت مقدار مشخصی از پول برای مخارج خاص است. برای روشن شدن موضوع به این مثال توجه کنید. فرض کنید که فرزند شما قصد رفتن به شهربازی را دارد. به فرزند خود مقدار مناسبی پول بدهید و به او یادآور شوید که این کل پولی است که دریافت می کند (کمک هزینه خاص). سپس به او این سه جمله را بگویید و تصمیم گیری را به خود او واگذار کنید:

۱- اگر همه پول خود را خرج بازی کنی آن وقت دیگر هیچ پولی نخواهی داشت.

۲- اگر بازی های کمتری بکنی مقداری پول برای خرید بستنی و آب میوه خواهی داشت.

۳- و اگر به شهر بازی نروی می توانی همه پول خود را یا پس انداز کنی و یا یک کار با حال دیگر بکنی.

برخی خانواده ها، به جای کمک هزینه های خاص، دستمزد ماهانه یا هفتگی می دهند. این خانواده ها ممکن است که به فرزند خود دستمزدی را بابت انجام کارهای خانه بدهند و برخی دیگر ممکن است بر این عقیده باشند که انجام کارهای خانه وظیفه بوده و نباید دستمزدی برای آن تعیین شود. صرف نظر از اینکه چگونه و به چه هدفی به فرزند خود دستمزد می دهید (به جای پول توجیبی)، حتما شما هم به این سوال فکر می کنید که اساسا چه مقدار پول را باید برای فرزندم در نظر بگیرم؟ برای جواب به این سوال باید ابتدا کلیه مخارجی که می خواهید فرزندتان به کمک این پول پوشش دهد مشخص کنید. سپس به کمک روش GISS به او آموزش دهید که پول خود را چگونه مدیریت کند.

روش GISS یک روش کاربردی برای آموزش مدیریت پول به فرزندان سنین مختلف است. توضیح کامل این روش فوق العاده را در مقاله آموزش سواد مالی به فرزند به کمک روش GISS بخوانید.

به طور کلی فرزند شما باید یاد بگیرد که برای خرج کردن پول باید اهداف مشخصی داشته باشد. همچنین باید یاد بگیرد که پولی که دریافت می کند مشخص بوده و بدون دلیل، کم و زیاد نمی شود. اگر فرزندتان در وسط هفته پول کم آورد شما نباید پول اضافه ای به او بدهید چون با این کار باعث خواهید شد که فرزندتان بحث مدیریت پول را جدی نگیرد.

فراموش نکنید که با رشد فرزندتان، میزان دستمزد او هم باید بیشتر شود چرا که مخارج تغییر کرده و بیشتر می شود. همچنین توصیه می کنیم که به دلیل تعطیلی مدارس در تابستان، کلیه دستمزدها قطع شده و فرزند به کار واقعی با درآمد واقعی در جامعه بپردازد.

همچنین، برخی خانواده ها فرزندشان را به کار نیمه وقت در کنار تحصیل تشویق می کنند که می تواند نتایج خوبی در رشد دانش او در مورد کار و پول داشته باشد. در هر صورت، دستمزد (برای سنین بالاتر) و کمک هزینه های خاص (برای سنین پایین تر) باعث خواهد شد تا فرزندتان به اهمیت بودجه بندی پی ببرد. پس به یاد داشته باشید که هرگز پولی را همین طوری و بدون هیچ شرطی در اختیار فرزندتان قرار ندهید.

قانون ۸: بر روی آنها سرمایه گذاری کنید.

بیشتر ثروتمندان از ابتدا ثروتمند نبوده اند. آنها عموما کارهایی را انجام داده اند که ساده بوده، اما به دلیل علاقه زیاد به سختی تلاش کرده اند. آنها همچنین در برخی موارد شانس هم داشته و در برخی موارد دیگر شکست های سنگینی را هم متحمل شده اند. به هر حال اگر با آنها صحبت کنید به شما خواهند گفت که: “آن زمانی که به سختی تلاش می کردم تا به هدف و علاقه خود برسم بهترین زمان بوده است.” اما بعد از آن این جمله را نیز خواهند گفت: “اما نمیخواهم که فرزندم مانند من به سختی کار کند.” آیا متوجه این تناقض شدید؟ بهترین دوران زندگی از نظر افراد ثروتمند زمانی است که به سختی کار می کنند. آنها همیشه از سختی هایی که کشیده اند با لذت صحبت می کنند چون در نهایت نتیجه آن را دیده اند. با این وجود نمی خواهند که این لذت مهم را فرزندشان هم تجربه کند.

سختی کشیدن هدفدار عامل اصلی پیروزی و موفقیت است.

برای درک بهتر سرمایه گذاری بر روی فرزندان به این مثال توجه کنید. در کشور ما به دلیل نبودن حمل و نقل عمومی خوب و جامع، بیشتر مردم، برای جابجایی، از ماشین های شخصی استفاده می کنند. زمانی که فرزند شما به سن ۱۸ سالگی رسیده و گواهینامه رانندگی دریافت کند، نیاز به ماشین خواهد داشت. شاید می گویید که خب ماشین خود را به او می دهم اما این کار اشتباه است؛ چون او برای رسیدن به ماشین هیچ تلاشی نکرده و این طرز فکر به او القا می شود که در نهایت مالک همه چیز است.

بهترین کار این است که به فرزند خود از الان بگویید که دو سوم هزینه خرید یک ماشین معمولی را تقبل کرده و هر زمان که خود او بتواند یک سوم باقیمانده را پرداخت کند صاحب ماشین خواهد شد. با این کار شما بر روی فرزندتان سرمایه گذاری کرده و به او آموزش داده اید که خود او نیز باید در این سرمایه گذاری شریک شود.

سرمایه گذاری بر روی فرزند، به شرط آنکه خود او نیز شریک باشد، باعث خواهد شد تا فرزندتان تلاش کرده و از تلاش کردن لذت ببرد، چون می داند که در نهایت به هدف بزرگی خواهد رسید. به صورت کلی هیچ والدی دوست ندارد که فرزندش سختی بکشد اما بهتر است که همچنان راه های تلاش کردن را برای فرزندتان باز بگذارید.

قانون ۹: برای فرزندتان الگو باشید

شاید شما هم در گذشته به این موضوع فکر کرده اید که چرا حرف های والدینتان با عملشان سازگاری ندارد! حقیقت این است که همه ما در زمان حرف زدن سخنران خوبی هستیم، اما در عمل حتی به یاد نمی آوریم که چه حرف هایی را زده ایم!

اگر می خواهید که فرزند شما در مورد شما اینگونه فکر نکند باید ارزشهایی که در مورد آنها صحبت می کنید را ابتدا در زندگی خود پیاده کنید. اگر بر اساس روش GISS به فرزند خود بگویید که باید قسمتی از پول خود را ببخشد، اما خود شما هرگز این کار را نکنید، باعث خواهید شد تا فرزندتان به شما اعتماد نکرده و برای حرف های شما ارزشی قایل نشود. یا اگر به فرزندتان بگویید که مالکیت و ثروت شادی آفرین نیست در حالی که دایم در حال خرید هستید باعث خواهید شد که فرزندتان مانند بسیاری دیگر از هم سن و سالانش فکر کند که تنها راه شاد بودن ثروت زیاد است.

به یاد داشته باشید که اولین فردی که الگوی فرزندتان می شود خود شما هستید. همیشه برای فرزندتان بهترین الگو باشید؛ هم صحبت کنید و هم عمل کنید.

 

منبع

Glenn Kurlander: Opening Pandoras Box

نوشته ۹ قانون طلایی در آموزش پول به فرزند اولین بار در کودک آپ. پدیدار شد.